معنی مرتحل
6 بازدید
[ مُ تَ حَ ] (ع اِ) نقیض محل. (یادداشت مرحوم دهخدا) (متن اللغة).[ مُ تَ حِ ] (ع ص) کوچ کننده. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از ارتحال. رجوع به ارتحال شود. - مرتحل شدن؛ راه افتادن. حرکت کردن. کوچ کردن : بدان شب که معشوق من مرتحل شد دلی داشتم ناصبور و قلیقا.منوچهری.
کلمات همقافیه با «مرتحل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حل» برای سرودن شعر