معنی مرتجلاً
7 بازدید
[ مُ تَ جِ لَنْ ] (ع ق) ارتجالاً. به بدیهه. فی البدیهه. بی تأمل و تهیه. بدون تأمل و تفکر: قصیده ای مرتجلا انشاء کرد.
کلمات همقافیه با «مرتجلاً»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اً» برای سرودن شعر