معنی مربوب
10 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) بنده. مملوک. پرورده. (منتهی الارب) (آنندراج). مخلوق. (غیاث اللغات) (آنندراج). مملوک. زیردست. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «مربوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر