معنی مربعنشین
6 بازدید
[ مُ رَبْ بَ نِ ] (نف مرکب) چارزانو نشین، چرا که طور نشستن امرا و سلاطین است. (غیاث اللغات) (آنندراج). آنکه چهارزانو نشیند. کنایه از مهتر و بزرگ قوم : به تربیع و تثلیث گوهرفشان مربع نشین و مثلث نشان.نظامی. || معشوق. نگار. شاهد. (ناظم الاطباء). - شاه مربع نشین؛ کنایه از کعبه است. (فرهنگ فارسی معین): خانه خدایش خداست لاجرمش نام هست شاه مربع نشین، تازی رومی خطاب. خاقانی (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «مربعنشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر