معنی مربط

معنی مربط

5 بازدید
[ مِ بَ ] (ع اِ) آنچه ستور را به وی بندند. (از آنندراج) (از متن اللغة) (از منتهی الارب). رسن. (مهذب الاسماء). ریسمان یا زنجیری که ستور را بدان بندند. || زنجیر؛ چند مربط فیل، چند زنجیر فیل. (یادداشت مؤلف). از زنجیر مراد حیوان است معادل رأس، برای اسب و استر و غیره : پانزده مربط فیل او را که از بهر ذخیرهٔ ایام و عدت اوقات خصام اندوخته بود بستد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۳۶). سی مربط فیل تقریر رفت که از نخب افیال خویش به خدمت فرستد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۹۳). در مقدمهٔ لشکر او قریب دویست مربط فیل بود که از دیار هند غنیمت یافته بود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۰۶).
[ مَ بَ / مَ بِ ] (ع اِ) جای بستن چارپایان. (از متن اللغة). اصطبل : یارب مرا برون بر ز اینجا که حیف باشد یوسف به مهبط چه، عیسی به مربط خر. شرف شفروه. خواهم ز بخت یکدلش در عرش بینم منزلش زرادخانه بابلش مربط خراسان بینمش. خاقانی.

کلمات هم‌قافیه با «مربط»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بط» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید