معنی مربا

معنی مربا

5 بازدید
[ مُ رَبْ با ] (ع ص، اِ) هرچیز که در شیرهٔ شکر آن را تربیت کرده پرورش دهند. مازیانه. مازیاره. مازیاری. ربید. رچال. (ناظم الاطباء). میوهٔ تر یا خشک یا پوست یا گل میوه که در شیرهٔ شکر پخته باشد، از قبیل مربای به، مربای سیب، مربای بهارنارنج، مربای کدو، مربای توت فرنگی، مربای پوست پسته، مربای آلبالو، مربای زرشک، مربای شقاقل، مربای آلو، مربای خلال نارنج، مربای پوست پرتقال، مربای بالنگ، و غیره : پیچمش تخفیفه بر سر از مربای کدو دوزمش تعویذ از سنبوسه بر ترک کلاه. بسحاق اطعمه. لوحش اللََّه ز مربای ترنج و به و سیب زنجبیل عدنی رخ کندت چون گلنار. بسحاق اطعمه. || پرورده: زنجبیل مربا؛ زنجبیل پرورده، آمله مربا؛ آمله پرورده. (یادداشت مؤلف). آنچه در عسل یا شیرهٔ انگور پرورده باشند. - مربای آلو؛ کنایه از مردم بی دست و پا و وارفته و بی سر و صداست. گویند: مثل مربای آلو نشسته بود؛ یعنی ساکت و صامت نشسته بود بی حرکتی و سخنی. || تربیت شده. تربیت یافته. (ناظم الاطباء). رجوع به مُرَبّی ََ شود.

کلمات هم‌قافیه با «مربا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «با» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید