معنی مراوغت
6 بازدید
[ مُ وَ / وِ غَ ] (از ع اِمص) مخادعه. مراوغة. رجوع به مراوغة شود. || با هم زورآزمائی کردن. با هم درآویختن و کشتی گرفتن. مصارعة. رجوع به مراوغة شود: رای بر آن قرار گرفت که اوساط حشم و آحاد جمع لشکر چون شغال و روباه و گرگ و امثال ایشان در پیش افتادند و به مجاولت و مراوغت درآمدند و از هر جانب می تاختند. (مرزبان نامه، از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «مراوغت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غت» برای سرودن شعر