معنی مراوده
13 بازدید
[ مُ وِ دَ / دِ ] (از ع، اِمص) آمد و شد. رفت و آمد. تردد. (یادداشت مؤلف). دید و بازدید. (ناظم الاطباء). با کسی دوستی و معاشرت داشتن. (فرهنگ فارسی معین). ج، مراودات. - مراوده داشتن با کسی؛ با او رفت و آمد کردن. ارتباط و آمد و شد داشتن.
کلمات همقافیه با «مراوده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر