معنی مراوحة
4 بازدید
[ مُ وَ حَ ] (ع مص) گاه این کار بستن و گاه آن را. (تاج المصادر بیهقی) (از زوزنی). گاه این کار و گاه آن کار را کردن و گاهی بر این پا و گاهی بر آن پا ایستادن. (از منتهی الارب): راوح بین العملین؛ گاهی بدین کار و گاهی بدان کار پرداخت. راوح بین رجلیه؛ لختی روی این پا و لختی روی آن پا ایستاد. راوح جنبیه؛ پهلو به پهلو گشت. مدتی بدین پهلو خوابید و مدتی روی پهلوی دیگر. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مراوحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر