معنی مراهنة
5 بازدید
[ مُ هَ نَ ] (ع مص) مراهنه. با کسی گرو بستن. (تاج المصادر بیهقی) (از زوزنی). رهان. (زوزنی). گرو بستن به تاختن. (منتهی الارب). مسابقه. (اقرب الموارد). شرط بستن. (فرهنگ فارسی معین). || مخاطرة. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). خطر کردن در کاری. || گرو گذاشتن. || (اِمص) گروگذاری. || شرطبندی در مسابقات اسب دوانی. (فرهنگ فارسی معین). گروبندی. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «مراهنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر