معنی مرامی
5 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) کنگره های بروج. (ناظم الاطباء). سوراخهائی که برای تیراندازی و سنگ افکندن به سپاه مهاجم بر فراز حصارهای قلعه و برج های اطراف قلعه ها احداث می کردند. ظاهراً جِ مرمی، به معنی موضع رمی و محل تیراندازی است : و راستی آن است که آن قلعه ای بود که مداخل و مخارج و مرامی و معارج آن را به جدران مجصص و بنیان مرصص چنان استحکام داده بود. (جهانگشای جوینی). || جِ مَرماة. (متن اللغة). رجوع به مرماة شود. || جِ مِرمی ََ، به معنی آلت و ابزاری که بدان تیر یا سنگ پرتاب کنند. (از اقرب الموارد). رجوع به مرمی شود. || ابزاری که در جنگ بدان سنگ و چیزهای دیگر را از فاصلهٔ دوری اندازند. رجوع به معنی قبلی شود. || بیابان. جاهای خطرناک. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مرامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر