معنی مرال
4 بازدید
[ مَ / مِ ] (ترکی، اِ) گاو کوهی. || غزال. آهو. (فرهنگ فارسی معین): بچهٔ مرال امروز آوردند که هنوز پشتشان خال سفید دارد. (سفرنامهٔ ناصرالدین شاه به مشهد، از فرهنگ فارسی معین). رفت کند هر چه مرال است و میش برخی بازوی توانای خویش.ایرج میرزا.
کلمات همقافیه با «مرال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر