معنی مراقبة

معنی مراقبة

4 بازدید
[ مُ قَ بَ ] (ع مص) نگاهبانی کردن. (منتهی الارب). حراست کردن. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). نگاه داشتن چیزی را. (از غیاث اللغات). یکدیگر را نگاهبانی کردن. (صراح) (منتهی الارب). || کسی را چشم داشتن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). ترقب. انتظار کسی را داشتن. توقع داشتن. (از متن اللغة). امید داشتن. (از غیاث اللغات). امید داشتن به کسی. (یادداشت مؤلف). || از کسی ترسیدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). خوف داشتن. || راقَبَ اللََّه فی امره؛ خافه. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به حاشیهٔ ذیل مراقب شود. || (در اصطلاح عروض) مراقبت. رجوع به مراقبت شود. || (در اصطلاح عرفا) مراقبه. مراقبت. رجوع به مراقبت شود. || (در نجوم) مراقبة. مراقبت. رجوع به مراقبت شود.

کلمات هم‌قافیه با «مراقبة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید