معنی مراق

معنی مراق

4 بازدید
[ مَ راق ق ] (ع اِ) مراق البطن؛ تنگ و نرم جای شکم. (منتهی الارب). پوست شکم. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی از یادداشت مؤلف). زیر شکم و اطراف آن که نازک است. قسمت نازک و نرم زیر شکم. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). پوست شکم آنجا که تنگ باشد. (یادداشت مؤلف). بر بالای صفاق عضله های شکم است و آن را مراق گویند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). غشاء مستطبن احشاء. پوست شکم با غشاء و عضله ها که زیر آن است. (یادداشت مؤلف). لایهٔ خارجی پردهٔ صفاق. (فرهنگ فارسی معین).
[ مِ / مِ راق ق ] (ع اِ) نام بیماری است در شکم. (ناظم الاطباء). در طب قدیم نوع مالیخولیا که آن را ناشی از سودا میدانستند و عقیده داشتند که گردن صاحب مرض به علت تصاعد ابخره ستبر میشود: مدعی گر چه خود آزار مراقی دارد باب قصاب شکن گردن چاقی دارد. گل کشتی (از فرهنگ فارسی معین).
[ ] (اِخ) نام ستاره ای در صورت مرأةالمسلسلة. (یادداشت مؤلف).
[ مُ ] (ع ص) ریخته شده. (ناظم الاطباء): اراق الشی ء؛ صبه؛ فالشی ءُ مراق. (متن اللغة). رجوع به اراقة شود.
[ مُ رْ را ] (ع ص، اِ) جِ مارِق، به معنی آنکه از دین خارج شده است. (از متن اللغة). رجوع به مارق و مرق و مروق شود.
[ مَ رْ را ] (ع ص) خوردی فروش. شورباپز. (دستور الاخوان). خوردی پز. شوربافروش. (زمخشری، از یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «مراق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید