معنی مرافعه بردن
5 بازدید
[ مُ فَ / فِ عَ / عِ بُ دَ ] (مص مرکب) طرح دعوی کردن: مرافعه به کسی بردن؛ به او شکایت بردن. از او داوری خواستن : القصه مرافعهٔ این سخن به قاضی بردیم و به حکومت عدل راضی شدیم. (گلستان سعدی).
کلمات همقافیه با «مرافعه بردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر