معنی مرافض
5 بازدید
[ مَ فِ ] (ع اِ) مرافض الوادی؛ جای های پریشان شدن سیل در وادی. (از منتهی الارب). جِ مرفض. (متن اللغة) (از اقرب الموارد). رجوع به مرفض شود. || مساقط و شیب های اطراف کوهسار: مرافض الارض؛ مساقطها من نواحی الجبال. (متن اللغة). || جاهای مرتفع و بلند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مرافض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فض» برای سرودن شعر