معنی مرافدت
6 بازدید
[ مُ فَ / فِ دَ ] (ع اِمص) معاونت. یاری. (یادداشت مؤلف). رجوع به مرافدة شود: به توفیق خدای و موافقت رای و... اعانت حدس و مرافدت ذکا به جواهر زواهر الفاظ... متحلی گردانید. (مقدمهٔ مرزبان نامه از فرهنگ فارسی معین). || (مص) معاونت کردن. یاری کردن. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به شاهد ذیل معنی قبلی و رجوع به مرافدة شود.
کلمات همقافیه با «مرافدت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دت» برای سرودن شعر