معنی مرافد
5 بازدید
[ مَ فِ ] (ع اِ) جِ مرفد. (ناظم الاطباء). رجوع به مرفد شود.[ مُ فِ ] (ع ص) به همدیگر یاری دهنده. (ناظم الاطباء). معاون. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). نعت فاعلی است از مرافدة. رجوع به مرافدة شود. || شاة مرافد؛ رفود. گوسپند که زمستان و تابستان شیر دهد. (از متن اللغة). رجوع به مرافید شود.
کلمات همقافیه با «مرافد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فد» برای سرودن شعر