معنی مراغی
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) ابل مَراغٍ؛ شترانی که در شیر آنها کفک بسیار برآید. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ مَ غی ی / مَ ] (ص نسبی) منسوب است به مراغه از بلاد آذربایجان. || منسوب است به مراغ که نام قبیله ای است. (از الانساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «مراغی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غی» برای سرودن شعر