معنی مراغه کردن

معنی مراغه کردن

5 بازدید
[ مَ غَ / غِ کَ دَ ] (مص مرکب) غلط زدن. غلتیدن در خاک. خرغلت زدن. به پهنا در خاک غلت زدن. غلت و وا غلت زدن : چون مراغه کند کسی بر خاک چون بود خاک از او چه دارد باک. عنصری. چون خاک یافتی مراغه دانستی کرد. (تاریخ بیهقی). ایشان خود بی باک مراغه کردندی. (چهارمقالهٔ نظامی عروضی). صبا بر سر سبزه می ریخت سیم مراغه همی کرد بر گل نسیم.(از اوبهی). گریان به زمین فتاد و بی تاب بر خاک مراغه کرد چون آب.امیرخسرو. نظاره کن روانی این شعر بر ورق گوئی مراغه بر گل تر می کند شمال. امیرخسرو (از جهانگیری). معاشران را بی دور باده مست کند مراغه کردن خوبان به سایه های چنار. امیرخسرو (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «مراغه کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید