معنی مراضی
5 بازدید
[ مَ ضا ] (ع ص، اِ) جِ مریض. (منتهی الارب). رجوع به مریض شود. || جِ مریضة. (ناظم الاطباء). رجوع به مریضة شود.
کلمات همقافیه با «مراضی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضی» برای سرودن شعر