معنی مراضعة
6 بازدید
[ مُ ضَ عَ ] (ع مص) فرزند را فا دایه دادن. (زوزنی). فرزند را فرا دایه دادن. (تاج المصادر بیهقی). بچه را به دایه دادن. (منتهی الارب). به دایه سپردن شیرخواره را. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || شیر دادن کودک با کودک دیگر. (منتهی الارب). رضاع. (اقرب الموارد). شیر دادن بچه را با رضیعه؛ یعنی کودک شیرخوارهٔ دیگری. (از متن اللغة). || شیر دادن زن باردار کودک را. (اقرب الموارد). شیر دادن مادر آبستن کودک شیرخوارهٔ خود را و آن بچه را که در شکم دارد مُراضَع گویند. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «مراضعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر