معنی مراش
6 بازدید
[ مَ ] (اِ) به معنی قی باشد که آن را شکوفه و استفراغ هم میگویند و به این معنی به حذف الف نیز آمده است که مرش باشد. (برهان قاطع). ظاهراً این کلمه مصحف هراش است. (یادداشت مؤلف). رجوع به هراش شود. || قی کننده. (ناظم الاطباء)؟[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان انگوران بخش ماه نشان شهرستان زنجان، در ۳۶هزارگزی جنوب غربی ماه نشان بر کنار راه افشار به زنجان در منطقهٔ کوهستانی سردسیری واقع و دارای ۵۵۲ تن سکنه است. آبش از رودخانهٔ کوسج وینگجه، محصولش غلات و میوه و شغل مردمش زراعت است. آثار قلعه خرابه ای در این ده موجود است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «مراش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر