معنی مراسی
7 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ مرساة. (از متن اللغة). رجوع به مرساة به معنی لنگرگاه شود. || گویند: القت السحابة مراسیها؛ یعنی ابر بر جای ماند و پیوسته بارید. (منتهی الارب)؛ استقرت و جادت. (متن اللغة).
کلمات همقافیه با «مراسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر