معنی مراحم
10 بازدید
[ مَ حِ ] (ع اِ) مهربانیها. جِ مرحمت. (غیاث اللغات). رجوع به مرحمة و مرحمت شود: و مراحم حضرت صاحبقرانی شامل حال همگان گشته. (ظفرنامهٔ یزدی، از فرهنگ فارسی معین). - ارباب مراحم و اشفاق؛ مردمان مهربان و مشفق. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مراحم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حم» برای سرودن شعر