معنی مراح
5 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جای شب آمد و شد کردن.نقیض مغدی، یقال: ماترک فلان من ابیه مغدی و لامراحاً؛ اذا اشبهه فی احواله کلها. (منتهی الارب). آنجا که شبانگاه آنجا بازآیند. (مهذب الاسماء). جای راحت و آسایش. (غیاث اللغات). اسم مکان است از راح ضد غدا. (از متن اللغة). || (مص) رفتن و روان شدن. (غیاث اللغات). رجوع به رواح و رجوع به حاشیهٔ مربوط به معنی قبلی شود.[ مُ ] (ع اِ) شب جای ستور. (منتهی الارب). موضعی که شتران به سوی آن روند و آرام گیرند. (غیاث اللغات). مأوی و آرامگاه و محل استراحت شبانگاهی شتر و گاو و اغنام. (از اقرب الموارد). مناخ. (متن اللغة).[ مِ ] (ع اِمص) نشاط. شادی. (غیاث اللغات). شادمانی و فیرندگی و خرامش. اسم است مصدر را. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مراح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر