معنی مراجعة
3 بازدید
[ مُ جَ عَ ] (ع مص) بازگردانیدن کسی را سخن. (از منتهی الارب). اعادهٔ کلام. (از متن اللغة). با کسی سخن وا گردانیدن. (فرهنگ خطی): راجعه الکلام؛ حاوره ایاه. (اقرب الموارد). و راجع الکلام مراجعة و رجاعاً؛ اعاده، و راجعه ایاه؛ عاوده. (متن اللغة). || بازگردیدن ناقه از یک نوع سیر و رفتار به نوعی دیگر. (از منتهی الارب) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || با کسی واگردیدن در چیزی. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || زن را به خانه آوردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || زن مطلقه را بعد از طلاق رجوع کردن و به خود بازگرداندن. رجاع. (از متن اللغة). آوردن زن را به خانه بعد از آنکه طلاق داده شده است. (فرهنگ خطی).
کلمات همقافیه با «مراجعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر