معنی مرابیع
6 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) بارانهای اول بهار. (از متن اللغة) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد): مرابیع کرم و مصابیح ظلم و ینابیع حکم و مجاریح امم بودند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص س ۲۸۲). || جِ مرباع، به معنی مکانی که سبزه اش در آغاز بهار روید. (از متن اللغة). رجوع به مِرباع شود: ینابیع را یبوست ظاهر شد و مرابیع را خشکی غالب آمد. (سندبادنامه ص ۱۲۲). || جِ مرباع. (متن اللغة). رجوع به مِرباع شود. || جِ مربع. (منتهی الارب). رجوع به مُربَع شود.
کلمات همقافیه با «مرابیع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر