معنی مراء

معنی مراء

8 بازدید
[ مِ ] (ع مص) با کسی ستهیدن. (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۸۸) (دستورالاخوان). جدال و ستیزه کرده. (غیاث اللغات). پیکار نمودن با کسی. جدال کردن. (آنندراج) (از منتهی الارب). مجادله کردن و پا فشردن. (از متن اللغة). مجادله کردن. منازعه کردن. لجاج ورزیدن و طعنه زدن در سخن کسی به قصد تزییف سخن او یا تحقیر گوینده . مماراة. (از اقرب الموارد). جدال. مرا. || شک کردن. شک. (یادداشت مؤلف). مراء اعتراضی است بر سبیل شک و ریبت. (از متن اللغة). رجوع به معنی قبلی شود. || گوارا شدن طعام. (صراح). مرء. رجوع به مرء شود. || (اِ) جِ مِرآة است. رجوع به مرآة شود. || (اِمص) خودنمائی. (غیاث اللغات). رجوع به مرا و مرا کردن شود.
[ ] (اِخ) (نام قدیم مروان) دهی است جزء دهستان تارود بخش حومهٔ شهرستان دماوند. در ۱۱هزارگزی جنوب غربی دماوند و ۵هزارگزی راه اصلی دماوند به تهران، در منطقهٔ کوهستانی سردسیری واقع و دارای ۸۰۰ تن سکنه است. آب آن از رودخانهٔ تارود تأمین می شود. محصولش غلات، بنشن، سیب زمینی، انگور، پیاز و شغل مردمش زراعت و جاجیم بافی است. آثار قلعه خرابهٔ قدیمی و دو بقعهٔ معروف به مقبرهٔ پسران مروان دارد. مزارع کبوددره، و ریگ دره، و یک مزرعهٔ دیگر جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).

کلمات هم‌قافیه با «مراء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید