معنی مرؤوس
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) مرئوس. نعت مفعولی از رئاسه. رجوع به رئاسة شود. || کسی که تحت اطاعت رئیس باشد. (از اقرب الموارد): رئیس و مرؤوس و شریف و مشروف روی به درگاه آوردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۶۴). || رعیت و عامهٔ مردم. (آنندراج). || کسی که به سر وی آسیب رسیده باشد. (از منتهی الارب). کسی که سر او آسیب دیده باشد. (از اقرب الموارد). || بزرگ سر. (منتهی الارب). عظیم الرأس. (از اقرب الموارد). || آن که شهوت او فقط در سر او باشد. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مرؤوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر