معنی مذیاع
6 بازدید
[ مِ ذْ ] (ع ص) آنکه راز نتواند نگاهداشت. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از متن اللغة). دهن لغ که سرنگهدار نیست. (یادداشت مؤلف). که کتمان سِر نکند، گویند: هو للاسرار مذیاع و للاسباب مضیاع. (از اقرب الموارد). ج، مذاییع. || (اِ) (اصطلاح نو) رادیو.
کلمات همقافیه با «مذیاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر