معنی مذوق
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) چشیده شده. (یادداشت مؤلف). - مذوقات؛ چشیده ها. (فرهنگ فارسی معین). مقابل مبصرات و مسموعات و مشمومات و ملموسات. (یادداشت مؤلف). || مذیق؛ شیر آمیخته با آب. (یادداشت مؤلف از بحر الجواهر).
کلمات همقافیه با «مذوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر