معنی مذنب

معنی مذنب

5 بازدید
[ مُ نِ ] (ع ص) گنه کار. (منتهی الارب). گناه کننده. (آنندراج). گناهکار. (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء). خطاکار. (ناظم الاطباء). که مرتکب گناه شود. (از متن اللغة). که صاحب گناه گردد.(متن اللغة) (از اقرب الموارد). بزهکار. مجرم اثیم. تبه کار. بزه مند. عاصی.
[ مِ نَ ] (ع اِ) کفلیز. (منتهی الارب). کفچلیز. (از مهذب الاسماء). مغرفة.(متن اللغة) (اقرب الموارد). کفگیر. (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف). ج، مذانب. || آبراهه بسوی زمین یا در پستی. (منتهی الارب). رهگذر آب در نشیب. (مهذب الاسماء). مسیل میان دو بلندی از زمین. کانال. ترعه. (یادداشت مؤلف). مسیل بین دو تپه یا مسیل آب به سوی زمین. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). ج، مذانب. || نهری که از مرغزار بجانب دیگر رود. (منتهی الارب) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). جوی خرد. (یادداشت مؤلف). ج، مذانب.
[ مُ ذَنْ نَ ] (ع ص) دم دار. دنباله دار. (یادداشت مؤلف). رجوع به مُذَنَّبَة شود. || خرمای نیم پخته. (از مهذب الاسماء). غورهٔ خرما که رسیدگی و پختگی در آن از طرف دمش ظاهر شود. (از بحر الجواهر). رجوع به مُذَنِّب شود.
[ مُ ذَنْ نِ ] (ع ص) غورهٔ خرمای نیم رس که از دنباله رسیدن آغاز کند. (ناظم الاطباء). غورهٔ خرما که رطب شدن گیرد. (آنندراج) (از منتهی الارب). غورهٔ خرما که از طرف دم شروع به رسیدن و پخته شدن کند. نعت فاعلی است از تذنیب. رجوع به تذنیب و نیز رجوع به تذنوب شود. || ماده شتری که از شدت درد زه دم خود را دراز کند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).

کلمات هم‌قافیه با «مذنب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید