معنی مذعوف
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) طعام مذعوف؛ طعام زهرآمیخته. (منتهی الارب). طعامی که در آن ذعاف یعنی سم قاتل و زهر زودکشنده باشد. (از متن اللغة). مسموم. (اقرب الموارد). || دوای زهردار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مذعوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر