معنی مذعذع

معنی مذعذع

6 بازدید
[ مُ ذَ ذَ ] (ع ص، اِ) پسرخوانده. (منتهی الارب). دعیّ. و گویا درست آن مزعزع است. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). یا با دال مهمله مدعدع درست است. (از متن اللغة). || ولدالزنا. (متن اللغة). آنکه در نسب خود متهم باشد. (منتهی الارب) (آنندراج).
[ مُ ذَ ذِ ] (ع ص) پراکنده کننده. (از آنندراج). متفرق کننده. (از متن اللغة). پراکنده کنندهٔ مال. (از اقرب الموارد). مسرف. مبذر. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از ذعذعة. رجوع به ذعذعة شود. || افشاکنندهٔ راز. (ناظم الاطباء). منتشرکنندهٔ خبر و سر. (از اقرب الموارد). رجوع به ذعذعة شود. || جنباننده. تکان دهنده. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). بادی که سخت جنباند درخت را. (آنندراج): ذعذع الریح الشجر؛ حرکته تحریکاً شدیداً. (متن اللغة) (اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «مذعذع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ذع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید