معنی مذحج
6 بازدید
[ مَ حِ ] (اِخ) نام قبیله ای است از یمن. (الانساب سمعانی). مالک وطی، بدان جهت که مادر آنان پس از مرگ شوی همت بر پروردن دو فرزند خود گماشت و بزنی کسی در نیامد. (لسان العرب). مذجح و اسم او مالک است. ابن أدربن زید از قبیلهٔ کهلان، جد جاهلی یمانی کهنی است از قحطانیه. (از الاعلام زرکلی ج ۸ ص ۸۰). رجوع به جمهرة الانساب ص ۳۸۱ و ۴۵۹ و مأخذ مذکور در الاعلام شود. || نام پشته ای است، و مالک مذحجی و طیب مذحجی منسوبند بدان پشته، از آن رو که مادر آنان را نزدیک آن پشته زاده است. (یادداشت مؤلف). رجوع به الاعلام زرکلی ج ۸ ص ۸۱ شود.
کلمات همقافیه با «مذحج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حج» برای سرودن شعر