معنی مذب
7 بازدید
[ مُ ذِب ب ] (ع ص) مذبوب. مکان کثیرالذباب. (از المنجد). جای مگس ناک. رجوع به مذبوب شود.[ مَ ذَب ب ] (ع ص) زمین مگس ناک. (آنندراج). رجوع به مُذِبّ شود. || مِذَبّ. (ناظم الاطباء). رجوع به واژه های بعدی شود.[ مِ ذَب ب ] (ع ص) مرد بسیار دورکننده از حریم خود. (منتهی الارب). ذباب. که از حریم خود پاسداری و دفاع کند. (از متن اللغة). دَفّاع از حریم خویش. (از اقرب الموارد). دفاع کننده از اهل و قبیلهٔ خویش. (از المنجد). مَذَبّ . (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مذب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذب» برای سرودن شعر