معنی مذاکی
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) جِ مُذْکٍ و مُذَکٍّ. رجوع به مُذْکی و مذَکّی شود. || مذاکی السحاب؛ ابر که مرة بعد اخری ببارد. واحد آن مذکیة است. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «مذاکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر