معنی مذام
4 بازدید
[ مَ ذام م ] (ع اِ) جِ مذمت. (متن اللغة). مقابل محامد. رجوع به مذمة شود: خداوند خواجه جهان را به پیرایه شرع ورزی و حلیت دین گستری و دادپروری آراسته دارد و هر چه مذام اوصاف بشری است نفس مقدسش را از نسبت آن پیراسته... (مرزبان نامه، از فرهنگ فارسی معین). و اهل کرم از اهل لئام و محامد از مذام و فاضل از مفضول جدا نشدی. (تاریخ قم ص ۱۱).
کلمات همقافیه با «مذام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر