معنی مذاع

معنی مذاع

10 بازدید
[ مَ ذْ ذا ] (ع ص) دروغگوی. (منتهی الارب). کذاب. (متن اللغة) (اقرب الموارد). || مرد بی وفا. آنکه حفظ غیب کسی نکند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). متملقی که وفا ندارد و در حق احدی حفظالغیب ننماید. (از متن اللغة). || آنکه راز را نتواند نگاهداشت. (منتهی الارب). که رازدار نیست. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || پیوسته گردنده. آنکه بجائی مقیم نشود. (منتهی الارب). که در حرکت است و ثابت نیست. (از اقرب الموارد): ظل مذاع؛ سایه ای که می گردد و ثابت نیست. (از متن اللغة). || آنکه بول او پیش از وقتش روان شود. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). که بولش یا آب منی او قبل از موعد جاری گردد. (از متن اللغة).

کلمات هم‌قافیه با «مذاع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید