معنی مذاء
6 بازدید
[ مِ ] (ع مص) زنان و مردان بیگانه را در یکجا جمع کردن و بحال خود واگذاشتن تا با یکدیگر ملاعبه و عشق بازی کنند. مماذاة. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). دیاثة. دیوثی. (از متن اللغة). || ملاعبت کردن با یکدیگر که مذی آورد. (منتهی الارب). || (اِ) جِ مَذیَة. (متن اللغة). رجوع به مذیة شود.[ مَ ] (ع اِمص) نرمی و سستی کردن . (منتهی الارب). لین. رخاوة. (متن اللغة). || دیاثت. (متن اللغة). دیوثی. رجوع به مِذاء شود.[ مَ ذْ ذا ] (ع ص) مرد بسیارمذی. (از بحر الجواهر) (از منتهی الارب). کثیرالمذی. (متن اللغة). رجوع به مذی شود.
کلمات همقافیه با «مذاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر