معنی مدینی
4 بازدید
[ مَ دْ یَ نی ی / مَ دْ یَ ] (ص نسبی) منسوب به مدین. رجوع به مَدیَن شود.[ مَ ] (ص نسبی) منسوب به مدینهٔ اصفهان و مدینهٔ انبار و مدینهٔ بخارا و مدینهٔ جابر میان ری و قزوین و مدینهٔ سمرقند، مدینه و قبره، مدینةالمبارک و مدینهٔ مرو، و مدینهٔ مولی، مدینهٔ مصر، مدینهٔ نیشابور، مدینهٔ نسف است. از هر یک این بلاد علما و محدثان برخاسته اند که همه را در نسبت مدینی گویند و منسوب بدین مدینه ها مدینی گویند و منسوب به مدینةالرسول -یثرب -را مَدَنی گویند، تنها برای تمیز. گروهی شق اخیر را درست ندانسته و منسوب به مدینةالرسول را نیز مدینی خوانند. (یادداشت مؤلف، از معجم البلدان). انسان منسوب به مدینهٔ یثرب را مدنی گویند و پرندگان و حیوانات دیگر را در نسبت بدین شهر مدینی نامند. (اقرب الموارد).[ مَ ] (اِخ) محمدبن عمربن احمدبن عمربن محمد اصفهانی مدینی، مکنی به ابوموسی، از حافظان و مصنفان حدیث است. به سال ۵۰۱ هـ . ق. در اصفهان ولادت یافت به مناسبت نسبتش به مدینهٔ اصفهان معروف به مدینی است. سفری به همدان و بغداد کرد. از تألیفات اوست: الاخبار الطوال، اللطائف، تمة معرفة الصحابة الوظایف، عوالی التابعین، المغیث، الزیادات. وی به سال ۵۸۱ هـ . ق. در اصفهان در گذشت. (الاعلام زرکلی ج ۷ ص ۲۰۲) (ریحانة الادب ج ۵ ص ۲۷۶). رجوع به وفیات الاعیان ج ۱ ص ۴۸۶ و تتمة المختصر ابن الوردی ج ۲ ص ۹۵ و طبقات الشافعیة ج ۴ ص ۹۰ و دیگر مآخذ مذکور در الاعلام زرکلی شود.
کلمات همقافیه با «مدینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر