معنی مدین

معنی مدین

6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) مرد وام دار. (منتهی الارب). مدیون. (متن اللغة). که مالی را تا مدتی به قرض گرفته است. (از اقرب الموارد). || پاداش یافته. (منتهی الارب). مجزی محاسب. (اقرب الموارد). مزدداده شده. (فرهنگ خطی). || (اِ) بنده. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). عبد. (متن اللغة). خدمتکار. (ناظم الاطباء). و تأنیث آن مدینة است. (از المنجد). || شیر بیشه. (منتهی الارب). اسد. (متن اللغة).
[ مُ ] (ع ص) وام دهنده. طلبکار. که وام داده است. || وام گیرنده. بدهکار. وامدار. که چیزی را قرضی خریده است و وامدار است. (از متن اللغة). || پاداش دهنده. عوض دهنده. جزادهنده. (ناظم الاطباء).
[ مَ ] (ع ص) خسیس. فرومایه. ضعیف. سست. (آنندراج): ادانه؛ فرومایه و ضعیف گردانید او را. (منتهی الارب). رجوع به ادانة شود.
[ مُ دَیْ یِ ] (ع ص) بر دین خود گذارنده کسی را. (از آنندراج). متحمل و بردبار در امور دین. (ناظم الاطباء): دَیَّنَهُ؛ بر دین خود گذاشت او را. (منتهی الارب). نعت فاعلی است از تدیین. رجوع به تدیین شود.
[ مَ دْ یَ ] (اِخ) شهری است [ به عربستان ] خرم و بر کران دریا، و اندروی چاهی است که [ گویند ] موسی از وی آب برکشید بسوی گوسپندان شعیب علیهماالسلام. (حدود العالم ص ۱۶۹). نام شهر شعیب پیغمبر. (مهذب الاسماء). نام شهر قوم شعیب است در مقابل تبوک، واقع شده در ساحل بحر قلزم در شش منزلی، و از تبوک بزرگتر است. چاهی که گوسفندان حضرت موسی از آن سیراب شده اند در این مکان است. (از معجم البلدان). شهری است بر کنار دریای مغرب. (غیاث اللغات) (برهان قاطع). و آن بر دشت بر ساحل غربی دریای متوسط واقع بود. (قاموس کتاب مقدس): رسد دست تو از مشرق به مغرب ز اقصای مداین تا به مدین.منوچهری. و شیعب را شهری بود که نام آن مدین بود. (قصص الانبیاء ص ۹۴).
[ مَ دْ یَ ] (اِخ) جد قبیله ای است که ابراهیم خلیل از آن است، گویا قبل از موسی کلیم اللََّه می زیسته و بلدهٔ مدین در ساحل بحر قلزم به فرزندان او منسوب است. قلقشندی دیار آنان را سرزمین عاد و ارض معان بین شام و حجاز نوشته است. رجوع به الاعلام زرکلی ج ۸ ص ۸۰ و صبح الاعشی ج ۱ ص ۳۱۴ و سبائک الذهب ص ۱۵ و معجم البلدان ج ۷ ص ۴۱۸ شود.
[ مَ دْ یَ ] (اِخ) (بنو...) بنومدین بن ابراهیم، قومی از عرب بادیه، و این قوم را شعوب و قبایل بسیار بود و به دیار عاد و ارض معان از اطراف شام متصل به حجاز از زمین قوم لوط منازل داشته اند و شعیب بر آنان مبعوث شد و ایمان نیاوردند و هلاک شدند. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «مدین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید