معنی مدیریت
6 بازدید
[ مُ ری یَ ] (ع مص جعلی، اِمص) مدیر بودن. مدیری: مدیریت کل، مدیریت عامل، مدیریت دبستان. رجوع به مدیری و مدیر شود.
کلمات همقافیه با «مدیریت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر