معنی مدیحگوی
4 بازدید
[ مَ ] (نف مرکب) مداح. مدحتگر. مدحت سرای : نوان و سست تنم تا مدیح گوی توام مدیح گوی تو هرگز مباد سست و نوان. معزی.
کلمات همقافیه با «مدیحگوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر