معنی مدهونگر
6 بازدید
[ مَ گَ ] (ص مرکب) که طلا کند. که رنگ و روغن زند. رجوع به مدهون شود: فلک چون قصر مدهون گشت بر وی کنگره زرین درخشان هر یکی روشن چو قصر مرد مدهون گر. منشوری سمرقندی.
کلمات همقافیه با «مدهونگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر