معنی مدنقس
5 بازدید
[ مُ دَ قِ ] (ع ص) تباهی افکننده میان قوم. (از آنندراج). نعت فاعلی است از دنقسة. رجوع به دنقسة شود. || کسی که پست نماید سر را از فروتنی و خواری. (آنندراج). آنکه خوابیده چشم نگاه می کند. (ناظم الاطباء) (آنندراج). که سر به خواری و خضوع فرودآرد و به کسرالعین نظر کند. (اقرب الموارد). رجوع به دنقسة شود.
کلمات همقافیه با «مدنقس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قس» برای سرودن شعر