معنی مدنس
5 بازدید
[ مَ نَ ] (ع اِ) چرکی و جای چرکین. (ناظم الاطباء). واحد مدانس است به معنی معایب و گفته اند: مواضع دنس، و گفته اند مدانس جمع بلا واحد است. (از اقرب الموارد). رجوع به مدانس شود.[ مُ دَنْ نَ ] (ع ص) آلوده. ناپاک. ملوث. چرکین. (ناظم الاطباء). نعت مفعولی است از تدنیس. رجوع به تدنیس شود.[ مُ دَنْ نِ ] (ع ص) ریمناک گرداننده. (آنندراج). آلوده کننده. چرکین کننده. پلیدکننده. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از تدنیس. رجوع به تدنیس شود.
کلمات همقافیه با «مدنس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نس» برای سرودن شعر