معنی مدمل
5 بازدید
[ مُ دَمْ مِ ] (ع ص) آنچه جراحت را از ریم پاک کرده، فراهم آرد. (غیاث اللغات). هر چه به سبب تجفیف و تکثیف رطوبت سطح جراحت را لزج و چسبنده کرده و دهن زخم را بهم آورد، مانند دم الاخوین. (فرهنگ خطی) (از قانون ابن سینا). چیز خشک بود که بهم چفساند دهان جراحت را چون دم الاخوین. (از بحر الجواهر). التیام دهنده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مدمل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مل» برای سرودن شعر