معنی مدمس
6 بازدید
[ مُ دَمْ مِ ] (ع ص) پنهان کنندهٔ چیزی در خاک. (آنندراج). پوشاننده. پنهان کننده. دفن کننده. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از تدمیس. رجوع به تدمیس شود. || (اِ) سجن. (متن اللغة). رجوع به مُدَمِّس شود.[ مُ دَمْ مَ ] (ع ص) چرکین. آلوده. (منتهی الارب) (آنندراج). آلوده. ناپاک. (ناظم الاطباء). مدنس . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || خفی. پوشیده: دمس الشی ء؛ اخفاه و امر مدمس. (اقرب الموارد). مخبوء. (متن اللغة). || (اِ) سجن. (اقرب الموارد). رجوع به مُدَمِّس شود.
کلمات همقافیه با «مدمس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مس» برای سرودن شعر